سيد محمد دامادى
201
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
خانقاه ؛ كلمهء خانقاه را متأخّران نويسندگان عرب مانند مقريزى در خطط و ابن حجر در درر الكامنه و ابن تغرى بردى در نجوم الزّاهرة و سخاوى در ضوء اللامع و صاحب تاج العروس در ( خ ن ق ) مؤنّث استعمال مىكنند يعنى ضماير راجعه به آن و صفات آن و افعال مسندهء به آن را مؤنّث مىآورند . ظاهرا به توهّم معنى « بقعه » يا زاويه : يا به توهّم اين كه هاء آخر آن تاء تأنيث است . [ مرحوم محمّد قزوينى ، حاشيهء ص 331 شدّ الإزار ] أمّا ظاهرا مسلّم است كه كلمهء خانقاه ، در اصل فارسى است . معرّب ( خوانگاه ) يعنى محلّ خوردن از ( خوان ) به معنى خوردنى و طبق غذا . و بعضى از ( خانه ) به معنى منزل گرفتهاند . مرادف ( خوابگاه ) و اساس بناى خانقاه براى اين بوده است كه درويشان بىمسكن - خاصّه فقراى صوفيّه به هر شهرى وارد مىشوند - جاى و منزل و خوراكى داشته باشند و مصرف عمدهء موقوفات خانقاهها همين إطعام فقرا و درويشان بوده است و از اين جهت در عمارت خانقاهها كه نمونههاى مخروبهيى از آنها در بلاد اسلامى مثل اصفهان و نطنز ديده مىشود اين آيهء قرآن كريم را كه در حكم شعار اصلى خانقاه است - كتيبه كردهاند : [ وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً - إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً - ( قرآن كريم سورهء 76 « الدهر » آيه 8 و 9 ) هم به دوستى ( خدا ) به فقير و اسير و طفل يتيم ، طعام مىدهند ( به روايت خاصّه و عامّه اين آيه در مورد عطاى غذاى افطار ، سه شب متوالى از طرف على ( ع ) و فاطمه ( ع ) و حسنين ( ع ) و فضّه به فقرا نازل شده است ) و ( گويند ) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى هم نمىطلبيم ] [ مرحوم همايى ، ذيل مصباح الهداية ص 154 ] مرحوم فروزانفر « خانگاه » را « منزل و سرايى كه مشتمل بر چند حجره است ، خانه ، در جنوب خراسان ، مرادف حجره و اطاق » و . . . « خانقاه » را محلّ مخصوص صوفيان معرّب كلمهء اوّل به لحاظ آن كه مشتمل بر چند زاويه بوده است : ، دانسته است . [ شرح مثنوى شريف ج 3 ص 1102 ] براى اطّلاع از « اوّل كسى كه خانقاه ساخت » به « طرائق الحقايق » ص 80 و 81 مراجعه شود . اكنون به پارهيى شواهد از كاربرد قديم اين كلمه در تعابير قدما بنگريد : « شيراز بودم پيش شيخ بو الحسين سالبه ، در خانگاه ، كه يكى در آمد . » [ طبقات الصوفيّة ، ص 529 ]